انتقاد تند یک منتقد از «بامداد خمار» و «سوشون»
افشین علیار، منتقد سینما، با انتقاد از روند رایج سریالسازی در شبکه نمایش خانگی، معتقد است بخش عمدهای از این آثار از نظر فیلمنامه، اجرا و ساختار دچار کلیشه و ضعفهای جدی هستند؛ اما در این میان، آثار هومن سیدی مسیر متفاوتی را طی کردهاند.
او در گفتوگو خدبد خود گفت:
«بیشتر سریالهایی که در شبکه نمایش خانگی ساخته میشوند، چه در فیلمنامه و چه در اجرا، بهشدت کلیشهای هستند. نوع بازیها اغلب بدشکل است و قاببندیها و میزانسنها مشکل دارند. اما در میان این فضا، سریالهای هومن سیدی حس و حال متفاوتی دارند.»
«وحشی» و «قورباغه»؛ نمونههای متفاوت سریالسازی
علیار با اشاره به فصلهای اول و دوم سریال «وحشی» گفت:
«این مجموعه را میتوان جزو آثار خوب نمایش خانگی دانست. هومن سیدی در فیلمها و سریالهایش، بهویژه در «قورباغه» و «وحشی»، نشان داده که صاحب سبک است و این سبک در سینمایش هم دیده میشود.»
به گفته این منتقد، سیدی به ساختاری مشخص در سریالسازی رسیده که ریشه در ذهنیت و شیوه نوشتن او دارد:
«او وقتی مینویسد، همزمان میزانسنها را در ذهنش طراحی میکند. به همین دلیل در فصل اول «وحشی» تعلیقهایی وجود دارد که مخاطب را نهتنها سرگرم میکند، بلکه او را به فکر وامیدارد. رخدادها در آثار سیدی پازلگونهاند و در هر قسمت اتفاقی شکل میگیرد که معنای خاص خودش را دارد؛ ویژگیای که در بسیاری از سریالهای نمایش خانگی دیده نمیشود.»
دوربینی که از فیلمنامه میآید
علیار با اشاره به نوع کارگردانی سیدی توضیح داد:
«در بازیها، میزانسن و حتی انتخاب نماها در آثار سیدی میشود فهمید که همهچیز از قبل درک و طراحی شده است. کلوزآپ و لانگشات در کارهای او معنا دارند. اگر دوربین روی دست است، دلیل دارد و اگر ثابت است، باز هم دلیل دارد. این دوربین، دوربینی است که از دل فیلمنامه بیرون آمده.»
او افزود:
«در بسیاری از آثار، برای نشان دادن اضطراب سراغ دوربین روی دست میروند، اما در کارهای سیدی، اضطراب از خود متن میآید. حتی وقتی دوربین روی سهپایه است و حرکت آرامی دارد، حس اضطراب بهخوبی منتقل میشود.»
نقد تند به «هزار و یک شب»، «بامداد خمار» و «سوشون»
این منتقد در بخش دیگری از صحبتهایش، برخی دیگر از آثار نمایش خانگی را غیرقابل قبول دانست و گفت:
«سریال «هزار و یک شب» را بعد از دیدن قسمت اول کنار گذاشتم. بازیها بهشدت اغراقشده است. از پرویز پرستویی انتظار چنین بازیای را نداشتم. بازی بهرام رادان و محسن کیایی هم همین مشکل را دارد. این سریال نتوانست من را درگیر خودش کند.»
علیار با انتقاد از فیلمنامه این سریال ادامه داد:
««هزار و یک شب» فیلمنامه ضعیفی دارد و پر از حفره است. نمیشود سریالی با این همه بازیگر شناختهشده ساخت و صرفاً با عنوان همکاری مشترک با ترکیه، چیزی برای گفتن نداشت. این مشکل در «بامداد خمار» و «سوشون» هم دیده میشود.»
او در پایان با اشاره به ضعفهای فنی این آثار گفت:
«در «بامداد خمار» و «سوشون» دوربین مدام پرش دارد و اغلب در جای اشتباه قرار گرفته است. کلوزآپها و لانگشاتها طبیعی نیستند و تدوین هم بهشدت غلط است. شخصاً نمیتوانم چنین آثاری را تا پایان دنبال کنم.»
