در «بازیهای ذهنی»، درمانگری که خودش آرامش ندارد، هر دو عضو یک زوج گرفتار در رابطهای پرتنش را جداگانه مشاوره میدهد. این نزدیکی حرفهای کمکم او را به شکلی خطرناک درگیر زندگی عاطفی آن دو میکند و مرز میان درمان و مداخله را به هم میریزد. پیامد این کشمکش چنان گسترده میشود که زندگی خانوادگی درمانگر را نیز از ریشه جابهجا میکند.