
هیدومی هیباجیری نوجوانی است که هدفونش را هیچوقت از گوشش برنمیدارد؛ زندگیاش میان مدرسه، کمککردن به مادرش در کافه و گوشدادن به موسیقی میگذرد. روزمرگی یکنواخت او با برخورد زنی مرموز که گیتاری به دست دارد، ناگهان بههم میریزد. از آن لحظه، هیدومی با موقعیتی روبهرو میشود که سکون همیشگی زندگیاش را به چالش میکشد.