بای چینگمِی یک عکاس مستقل، در پی فشاری خانوادگی وارد نامزدی با ژو شنآن، رئیس یک شرکت بزرگ، میشود. او او را پیر و یکنواخت میداند و برای رابطهشان سه شرط تعیین میکند، اما مهربانی و صبر ژو شنآن — از آوردن کفش تا درست کردن آبقند و آموزش آشپزی — آهسته دیوار دفاعی او را فرو میریزد. با این حال، ترسهای روحی گذشته و سؤتفاهمها باعث میشود بای چینگمِی، معنای واقعی عشق را اشتباه بفهمد و با شک رابطه را رها کند.