
ربکا، دختر مبلغی به نام لارنس برن، در کودکی از سقوط هواپیما در اعماق جنگل آمازون جان سالم به در میبرد و مردم او را معجزهای زنده میدانند. سالها بعد، او به شفادهندهای شناختهشده در منطقه تبدیل شده و همراه پدرش میان مردمی زندگی میکند که به آنها بشارت میدهند. با ورود چوببرهای غیرقانونی به سرزمینهای بومیان، ربکا و لارنس درگیر کشمکشی فزاینده میشوند که زندگی و آینده این مردم را تحتتأثیر قرار میدهد.