در شهری ساحلی که دودکشهای پالایشگاههای نفت مثل لولههای ارگ بر فراز آن قد کشیدهاند، حوادث صنعتی و بحرانهای زیستمحیطی به بخشی از زندگی روزمره بدل شدهاند. ساکنان شهر با گسترش برنامهریزیشده پالایشگاه مخالفت میکنند، اما بسیاری از همسایههایشان همانجا کار میکنند. در این درام، اعتراض به توسعه پالایشگاه با دشواری همزیستی میان کسانی گره میخورد که سلامت شهرشان را میخواهند و کسانی که زندگیشان به صنعت نفت وابسته است.