کورلیا، چهره مشهور و کنشگر محیطزیست، در طول یک شب در شهر میگردد تا جایی برای برقراری ارتباط زنده تلویزیونی پیدا کند. مشاجره او با مجری برنامه به اقدامی تحریکآمیز میانجامد: کورلیا شماره تلفن او را روی آنتن میگوید و مجری با سیل تماسهای تهدیدآمیز و توهینآمیز روبهرو میشود. در همان شب، رازهای تاریک خانوادگی آشکار میشوند و بحران عمیق رابطه کورلیا با دخترش، او را با بهای شهرت و حقیقتهای دردناک زندگیاش مواجه میکند.