ماجرا زمانی آغاز می شود که تمام مجسمه های مقدس معبد به شکلی مرموز ناپدید می شوند و هم زمان، جسد یکی از اهالی روستا پیدا می شود. کشیش معبد باور دارد که مجسمه ها در مدت زمانی مشخص بازخواهند گشت، اما یک افسر پلیس شکاک و خداناباور مامور رسیدگی به پرونده می شود. او که به جای نیروهای ماورایی به منطق و شواهد اعتقاد دارد، تلاش می کند راز ناپدید شدن مجسمه ها و قتل را کشف کند. با پیشرفت تحقیقات، نشانه های اسرارآمیزی ظاهر می شوند و افسر درگیر ماجرایی می شود که باورهای شخصی او را به چالش می کشد. او باید میان شواهد منطقی، اعتقادات مذهبی مردم و اتفاقات توضیح ناپذیر، حقیقت را پیدا کند و از میراث مقدس روستا در برابر نیروهای تهدیدکننده محافظت کند.