مدیرعاملی سرد و بیعاطفه موجودی جادویی را میرباید تا عطر مقاومتناپذیر او را از آنِ خود کند. اما این ربایش، ماجرا را به معاملهای ساده برای بهدستآوردن عطر تبدیل نمیکند: بوی دلخواه مدیرعامل و حتی زندهماندنش به جلب محبت قربانی وابسته است. میان ربایندهای که خواستهای روشن دارد و موجودی که در بند اوست، کشمکشی شکل میگیرد که سرنوشت هر دو را به پیوندی ناخواسته گره میزند.