
سندباد، دزد دریایی بیباک و افسانهای، تنها به یک چیز وفادار است: خودش. زندگی او غرق در ماجراجوییهای بیپروا و گنجهای بیشمار است تا اینکه «اریس»، الهه آشوب، با دسیسهای هوشمندانه، ارزشمندترین گنجینه جهان، «کتاب صلح»، را میدزدد و گناهش را به گردن سندباد میاندازد. اکنون سرنوشت بهترین دوست دوران کودکیاش، شاهزاده پروتئوس، در دستان اوست. پروتئوس جان خود را وثیقه بیگناهی سندباد گذاشته و به او ده روز فرصت داده تا کتاب را بازگرداند. سندباد که قصد فرار دارد، با مسافری ناخوانده روبرو میشود: مارینا، نامزد شجاع پروتئوس. او مصمم است که سندباد را وادار به انجام وظیفهاش کند، حتی اگر مجبور باشد او را تا دروازههای تارتاروس، قلمرو خود آشوب، بکشاند.