باپتیست مقلدی بااستعداد است، اما نمیتواند از هنرش درآمدی داشته باشد. او با پیر شوزن، رماننویس معروف و محتاطی آشنا میشود که تماسهای پیدرپی ناشر، دختر و همسر سابقش آرامش او را به هم زدهاند. پیر برای نوشتن بلندپروازانهترین اثرش به سکوت نیاز دارد و از باپتیست میخواهد نقش ماشین منشی تلفنیاش را بازی کند و به جای او پاسخگوی تماسها باشد.