مایک جانسون
- وضعیت تأهلمجرد
داستان این انیمیشن در دوران ویکتوریایی در شهر کوچکی در انگلستان روی می دهد. ویکتور ون دورت و ویکتوریا دورگلات به دلیل موقعیت مالی و اجتماعی خانوادههایشان میخواهند با هم ازدواج کنند. اما ویکتور هنگام تمرین مراسم عروسی، مدام خطابهای که باید بیان کند را فراموش میکند و کشیش میگوید اگر این فراموش کاری ادامه پیدا کند، عروسی باید به تعویق بیفتد. ویکتور با ناراحتی به جنگل میرود و خطابهاش را تکرار میکند تا آن را حفظ کند و در حین تمرین حلقه را در شاخه درختی که از زمین بیرون بود می گذارد. اما آن انگشت یک عروس مرده بود.