
پس از ازدواج مادرش با سرمایهداری ثروتمند در حوزه املاک، لیلیسا سوزونومیا ناچار شده گیتارنوازی را کنار بگذارد و اشتیاقش به موسیقی را پنهان کند. آشنایی با اوتوها کوروگان، همکلاسی بینقصنمای او که در خفا درامر هویمتال است، دوباره میل لیلیسا به نواختن را زنده میکند. این دیدار، او را در برابر فاصله میان زندگی تازهاش و علاقهای که ترک کرده قرار میدهد.