مادرید، بهار ۱۹۹۲؛ پپه که صاحب یک میخانهٔ کاتالانی در محلهٔ چوئکا است، با روزهای سختی روبهروست: میخانهاش رو به ویرانی است، همسرش ترکش کرده و بدهیها از پا درش آوردهاند. وقتی پپه گمان میکند دیگر راهی نمانده، دوستانش پیشنهادی نامتعارف میدهند: میخانه را به پاتوقی برای همجنسگرایان تبدیل کند. این تصمیم آغازگر رشتهای از گرفتاریها و موقعیتهای آشفتهای میشود که زندگی پپه و اطرافیانش را زیرورو میکند.