در بغدادِ در آتش، چامچام، پسری بیخانمان، برای کنار آمدن با فقدان پدر و مادرش به جهان اسطوره پناه میبرد و در پی زندهکردن آنهاست. وقتی دوستش به خشونت کشیده میشود، چامچام میکوشد او را نجات دهد. سایههای گیلگمش و لاماسو راهنمای این پسر در شهریاند که، با وجود ویرانی، از پا نمیافتد.