وقتی هانا، شهردار یک روستای آرام، با تهدیدات معدن زغالسنگ روبرو میشود، ناپدید شدن دخترش میشا، آرامش را به بحران بدل میکند. در جستوجوی او، رازهایی تاریک از دل جامعه، یکی پس از دیگری نمایان میشود.