پکوس مارتینز، سوار بر اسبش، به دل بیابان میزند تا حسابش را با رهبر باند کلن تصفیه کند. در این سفر، زندگی مردمان محلی در دست تقدیر قرار میگیرد و غارتهای گذشته، سرنوشتها را به هم میتنند.