مارلون براندو
Marlon Brando- تولدپنجشنبه 14 فروردین 1303
- محل تولداوهاما، نبراسکا، ایالات متحده
- وفاتپنجشنبه 11 تیر 1383
- وضعیت تأهلمجرد
- قد175
- تحصیلاتدبیرستان
- همسر(ها)آنا کشفی(ا. 1957 ج. 1959)مویتا (ا. 1960 ج. 1962)تارتیا (ا. 1962 ج. 1972)
مستند سوپرمن: داستان کریستوفر ریو زندگی کریستوفر ریو را نشان می دهد که برای رسیدن به آرزوی همیشگی اش یعنی ستاره سینما شدن تلاش می کند. او کم کم به یک بازیگر معروف تبدیل شد و با دانا موروسینی که خواننده و بازیگر بود، در آوریل 1992 ازدواج کرد و پسرشان ویل در ژوئن همان سال به دنیا آمد. اما در 27 می 1995، ریو از اسب خود به زمین می افتد و دچار آسیب نخاعی می شود که او را از گردن به پایین فلج می کند. او فکر می کند که زندگی خانواده اش را خراب کرده است، اما دانا به او اطمینان می دهد که هنوز هم دوستش دارد. داستان در روایتی غیرخطی ارائه میشود که قبل و بعد از تصادف ریو با اسب سواری را به صورت متناوب نشان می دهد.
بیوگرافی مارلون براندو
مارلون براندو (MARLON BRANDO) (۱۹۲۴-۲۰۰۴)، یکی از بزرگترین بازیگران تاریخ سینما و پیشگام متد اکتینگ، در اوماها، نبراسکا متولد شد. او با اجرای خیرهکنندهاش در اتوبوسی به نام هوس (۱۹۵۱) به شهرت رسید و با نقشآفرینی در فیلمهای برجستهای مانند در بارانداز (۱۹۵۴) و پدرخوانده (۱۹۷۲) تاریخساز شد. براندو دو جایزه اسکار برای بهترین بازیگری دریافت کرد اما جایزهاش برای پدرخوانده را به نشانه اعتراض به رفتار با بومیان آمریکا رد کرد. علاوه بر فعالیتهای هنری، او به مسائل اجتماعی، از جمله حقوق مدنی و اعتراض به جنگ ویتنام، متعهد بود. زندگی شخصی پرحاشیه، علاقهمندی به فرهنگهای مختلف، و تاثیر عمیقش بر سینمای مدرن، مارلون براندو را به چهرهای ماندگار و نمادین در فرهنگ جهانی تبدیل کرده است.
اطلاعات شخصی و خانوادگی مارلون براندو
اطلاعات شخصی
- نام کامل: مارلون براندو جونیور
- لقب: Bud و Mr. Mumbles
- ملیت: آمریکایی
- شغل(ها): بازیگر
اطلاعات تحصیلی
- دبیرستان: تحصیل در دبیرستان لیبرتیویل در ایلینوی، اما به دلیل نمرات پایین و رفتار نامناسب یک سال مردود و در سال ۱۹۴۱ اخراج شد.
- آکادمی نظامی شتوک: پس از اخراج، به آکادمی نظامی شتوک در مینهسوتا فرستاده شد، اما در سال ۱۹۴۳ به دلیل نافرمانی اخراج شد.
- تحصیلات عالی: تحصیل در مدرسه حرفهای تئاتر وینگ آمریکا و کارگاه دراماتیک نیو اسکول در نیویورک، تحت نظر اروین پیسکاتور و استلا آدلر.
اطلاعات فیزیکی
- قد: ۱۷۵ سانتیمتر
- رنگ چشم: خاکستری-آبی
- رنگ مو: قهوهای
اعضای خانواده
- پدر: مارلون براندو سینیور
- مادر: دوروتی پنهبیکر
- خواهر: جوسلین براندو و فرانسیس براندو
- فرزندان: ۱۱ فرزند، از جمله کریستین و شاین براندو
همسر(ها)
- تاریتا تریپایا (ازدواج در ۱۹۶۲، طلاق در ۱۹۷۲)
- موویتا کاستاندا (ازدواج در ۱۹۶۰، ابطال در ۱۹۶۸)
- آنا کشفی (ازدواج در ۱۹۵۷، طلاق در ۱۹۵۹)
نامزد(ها)
- ریتا مورنو (از ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۲)
- کیتی جورادو
- جوزان ماریانی (۱۹۵۴)
- جیل بنر: (از اواخر ۱۹۶۰ تا اوایل ۱۹۸۰)
- ماریا کریستینا رویز
علاقه مندیها
- بازیگران مورد علاقه: پل مونی، اسپنسر تریسی، جان بریمور، استلا آدلر، مونتگومری کلیفت
- فیلمهای مورد علاقه: Burn! 1968
- رنگ مورد علاقه: مشکی
- آهنگ مورد علاقه: My Funny Valentine اثر چت بیکر، Wild Is The Wind اثر نینا سیمون، Danny Boy اثر هری دین استنتون، The Very Thought Of You اثر نت کینگ کول
- کتاب مورد علاقه: آثار زیگموند فروید، کتابهای مرتبط با فرهنگ و تاریخ بومیان آمریکا
- غذای مورد علاقه: هاتداگ، کره بادامزمینی، بستنی، ساندویچ بیکن
شاخص سلیقه
- خودروها: فورد تاندربرد ۱۹۵۵، کادیلاک سری ۷۵ لیموزین ۱۹۴۷
- ساعتها: رولکس GMT-Master مرجع 1675، رولکس Datejust استیل، واشرون کنستانتین طلای زرد
- جزیره: او در سال ۱۹۶۷ جزیره تتیاروآ در پلینزی فرانسه را خریداری کرد و پس از مرگش، این جزیره به یک اقامتگاه لوکس به نام The Brando تبدیل شد.
زندگینامه کامل مارلون براندو
مارلون براندو (MARLON BRANDO) (۱۹۲۴-۲۰۰۴)، یکی از بزرگترین بازیگران تاریخ سینما و پیشگام متد اکتینگ، در اوماها، نبراسکا متولد شد. او با اجرای خیرهکنندهاش در اتوبوسی به نام هوس (۱۹۵۱) به شهرت رسید و با نقشآفرینی در فیلمهای برجستهای مانند در بارانداز (۱۹۵۴) و پدرخوانده (۱۹۷۲) تاریخساز شد. براندو دو جایزه اسکار برای بهترین بازیگری دریافت کرد اما جایزهاش برای پدرخوانده را به نشانه اعتراض به رفتار با بومیان آمریکا رد کرد. علاوه بر فعالیتهای هنری، او به مسائل اجتماعی، از جمله حقوق مدنی و اعتراض به جنگ ویتنام، متعهد بود. زندگی شخصی پرحاشیه، علاقهمندی به فرهنگهای مختلف، و تاثیر عمیقش بر سینمای مدرن، مارلون براندو را به چهرهای ماندگار و نمادین در فرهنگ جهانی تبدیل کرده است.
کودکی و دوران ابتدایی زندگی مارلون براندو
مارلون براندو در ۳ آوریل ۱۹۲۴ در اوماها، نبراسکا، پا به دنیا گذاشت؛ اما اگر به خانوادهاش نگاه کنیم، گویا زندگی از همان ابتدا برای او صحنهای پیچیدهتر از یک نمایش بود. پدرش، مارلون براندو سینیور، مردی جدی و فروشندهای پرکار بود که سختگیریاش بیشتر از حمایتش حس میشد. مادرش، دوروتی پنهبیکر، روحیهای هنری و شورآفرین داشت؛ اما متاسفانه، الکل هم شریک ثابت روزهای او بود. این ترکیب، کودکی مارلون را به نوعی پیشدرآمد برای نقشهای دراماتیک زندگی واقعیاش تبدیل کرد.
مارلون سومین فرزند خانواده بود و در کنار دو خواهرش، جوسلین و فرانسیس، بزرگ شد. زندگی در خانهای پر از کشمکش و هیاهو، او را از همان ابتدا با مفاهیمی مثل پیچیدگی روابط انسانی آشنا کرد. شاید همین چالشها بود که حس تیزبینی و استعداد بازیگری او را پرورش داد.
وقتی خانواده در دهه ۱۹۳۰ به لیبرتیویل، ایلینوی نقلمکان کردند، براندو تلاش کرد خودش را با محیط جدید وفق دهد. در مدرسه، درخشش او در ورزش و تئاتر کاملاً به چشم میآمد؛ اما در کلاسهای درس؟ خب، او دقیقاً شاگرد محبوب معلمان نبود! رفتارهای غیر معمول و سرکشیهایش باعث شد در نهایت از دبیرستان اخراج شود.
پدرش، برای مهار این پسر نافرمان، او را به آکادمی نظامی شتوک فرستاد. اما براندو حتی آنجا هم قوانین را چیزی بیشتر از یک پیشنهاد نمیدید. سرانجام، او پس از اخراج دوباره، به نیویورک رفت تا بازیگری را زیر نظر اساتید بزرگی مثل استلا آدلر بیاموزد. این تصمیم، همان نقطه عطفی بود که نه تنها زندگیاش، بلکه مسیر سینما را برای همیشه تغییر داد. شاید خود او هم در آن زمان نمیدانست که سرکشیهایش قرار است روزی تاریخساز شوند.
دوران حرفهای زندگی مارلون براندو
مارلون براندو دوران بازیگری خود را با قدمهایی آغاز کرد که نه تنها مسیر زندگی او، بلکه مسیر سینمای جهان را تغییر داد. پس از اخراج از مدرسه نظامی و سفر به نیویورک، او وارد کارگاه دراماتیک نیو اسکول شد، جایی که تحت آموزش استلا آدلر، اصول متد اکتینگ را فرا گرفت. آدلر به او یاد داد که چگونه به جای بازی کردن، شخصیتها را زندگی کند. شاید همانجا بود که جرقه نابغهای به نام براندو روشن شد.
براندو اولین بار در سال ۱۹۴۴ با نمایش یاد مادرم زنده باد روی صحنه برادوی ظاهر شد، اما این نقش او در اتوبوسی به نام هوس بود که به یک شگفتی تبدیل شد. او در نقش استنلی کووالسکی، با اجرای خیرهکنندهاش، هم مخاطبان و هم منتقدان را شگفتزده کرد. وقتی نسخه سینمایی این نمایش در سال ۱۹۵۱ اکران شد، براندو بهسرعت به یکی از بزرگترین ستارههای هالیوود تبدیل شد.
دهه ۱۹۵۰ برای براندو بهنوعی دورانی طلایی بود. او با نقشآفرینی در فیلمهایی مثل در بارانداز (۱۹۵۴)، که برایش اولین جایزه اسکار را به ارمغان آورد، و ژولیوس سزار (۱۹۵۳)، استعداد بینظیرش را به رخ کشید. نقش تری مالوی در، در بارانداز بهعنوان یکی از بهترین اجراهای تاریخ سینما شناخته میشود. او در این فیلم، با تمام ضعفها و آرزوهای شخصیتش، حقیقتی را به نمایش گذاشت که پیشتر در سینما نادیده گرفته شده بود.
افت و بازگشت به اوج
با ورود به دهه ۱۹۶۰، براندو وارد دورهای از چالشها شد. برخی از فیلمهای او در گیشه موفق نبودند و منتقدان نیز از عملکرد او انتقاد کردند. اما هیچچیز نمیتوانست این اسطوره را زمینگیر کند. در سال ۱۹۷۲، او با نقش ماندگار دون ویتو کورلئونه در پدرخوانده بازگشت و اسکاری دیگر به کارنامهاش افزود. نکته جالب اینکه براندو این جایزه را رد کرد و در اقدامی تاریخی، زنی بومی را به مراسم فرستاد تا اعتراض او به رفتار هالیوود با بومیان آمریکا را اعلام کند.
پس از پدرخوانده، براندو در فیلمهایی مثل آخرین تانگو در پاریس (۱۹۷۲) و اینک آخرالزمان (۱۹۷۹) درخشید. نقش سرهنگ کورتز در اینک آخرالزمان، اگرچه کوتاه بود، اما به یکی از تاثیرگذارترین اجراهای تاریخ سینما تبدیل شد.
مارلون براندو در سالهای پایانی حرفه بازیگریاش در چندین فیلم برجسته ایفای نقش کرد. یکی از این فیلمها، جزیره دکتر مورو - The Island of Dr. Moreau محصول 1996 بود. در این فیلم علمیتخیلی و ترسناک، براندو نقش دکتر مورو را ایفا کرد. فیلم دیگری که براندو در آن نقشآفرینی کرد، فیلم امتیاز - The Score در سال 2001 بود. این فیلم سرقتی و هیجانانگیز، او را در کنار ستارگانی همچون رابرت دنیرو و ادوارد نورتون به تصویر کشید. براندو در این فیلم نقش یک جنایتکار باسابقه را بازی کرد.
مارلون براندو آخرین نقش خود را بهعنوان یک صداپیشه در فیلم انیمیشنی مرد حشرهای بزرگ - Big Bug Man ایفا کرد. نکته جالب این است که براندو در این فیلم، صدای یک شخصیت زن سالمند را ارائه داد. براندو با استفاده از متد اکتینگ، انقلابی در شیوه بازیگری هالیوود ایجاد کرد. او بازیگری را از کلیشههای مصنوعی به واقعگرایی عاطفی سوق داد. بسیاری از بازیگران بزرگ پس از او، از جمله آل پاچینو و رابرت دنیرو، روش او را الگوی خود قرار دادند.
افتخارات و جوایز مارلون براندو
مارلون براندو، اسطورهای در دنیای سینما، کارنامهای پر از افتخارات و جوایز بهیادماندنی دارد که نشاندهنده نبوغ و تاثیر عمیق او بر هنر بازیگری است. او دو جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد: اولین بار برای اجرای بینظیرش در نقش تری مالوی در در بارانداز (۱۹۵۴) و بار دیگر برای تصویر ماندگار دون ویتو کورلئونه در پدرخوانده (۱۹۷۲). البته، او این بار جایزه اسکار را در اعتراض به رفتار هالیوود با بومیان آمریکا رد کرد و نمایندهای را برای بیان این اعتراض فرستاد؛ حرکتی که هنوز هم از جسارتهای کمنظیر در تاریخ سینما به شمار میرود.
براندو همچنین سه جایزه بفتا و پنج جایزه گلدن گلوب را به ویترین افتخارات خود افزود. در جشنواره فیلم کن نیز برای بازی در زندهباد زاپاتا! (۱۹۵۲) جایزه بهترین بازیگر مرد را کسب کرد. او حتی در تلویزیون نیز درخشید و با نقشآفرینی در ریشهها: نسل بعدی (۱۹۷۹) جایزه امی را از آن خود کرد.
اما این کارنامه درخشان، خالی از حاشیه نبود. براندو برای نقشآفرینی در جزیره دکتر مورو (۱۹۹۶) تمشک طلایی بدترین بازیگر مکمل را دریافت کرد؛ شاید این جایزهای بود که خودش هم چندان جدی نگرفت. مجموعه افتخارات براندو، فراتر از اعداد و آمار، نشاندهنده تاثیر جاودانه او بر سینماست.
دیگر فعالیتهای مارلون براندو
مارلون براندو، فراتر از دنیای بازیگری، زندگی پرماجرایی داشت که او را به شخصیتی چندوجهی و جذاب تبدیل کرد. او نه تنها در سینما یک اسطوره بود، بلکه در عرصههای دیگر نیز تاثیرگذار ظاهر شد و همواره بهدنبال تجربههای جدید و به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی بود.
یکی از فعالیتهای برجسته او نویسندگی بود. براندو در سال ۲۰۰۵، رمانی با عنوان Fan-Tan را با همکاری دونالد کمبل منتشر کرد. این اثر که تلفیقی از ماجراجویی و طنز بود، نشان داد که خلاقیت براندو محدود به پرده سینما نیست. با این حال، شاید انتشار این کتاب بیشتر به خاطر شخصیت مرموز نویسندهاش مورد توجه قرار گرفت.
براندو همچنین در آموزش بازیگری نیز دست داشت. در سال ۲۰۰۱، او سمیناری تحت عنوان Lying for a Living برگزار کرد که در آن اصول بازیگری و دیدگاههای خاص خود درباره این هنر را به گروهی از هنرمندان برجسته از جمله شان پن، رابین ویلیامز و وودی گلدبرگ آموزش داد. اما این پروژه، مانند بسیاری از ایدههای جاهطلبانه براندو، به دلیل اختلافات داخلی هرگز به صورت رسمی منتشر نشد.
او حتی پا به دنیای تبلیغات گذاشت و در تبلیغات تلویزیونی برای برندهایی مانند پپسی و Telecom Italia ظاهر شد. حضور او در این تبلیغات، با وجود کوتاه بودن، تاثیری عمیق و بهیادماندنی بر مخاطبان داشت.
علاوه بر این، براندو در موزیک ویدیو You Rock My World از مایکل جکسون نقشآفرینی کرد. این همکاری نمادی از قدرت براندو در جذب نسلهای جدید بود.
حاشیه های مارلون براندو
یکی از بزرگترین جنجالهای براندو در مراسم اسکار سال ۱۹۷۳ رخ داد، زمانی که او جایزه بهترین بازیگر را برای نقش دون ویتو کورلئونه در پدرخوانده بهدست آورد اما از پذیرش آن خودداری کرد. او بهجای خود، ساشین لیتلفدر، فعال حقوق بومیان آمریکا، را به مراسم فرستاد تا اعتراضش به تصویر کلیشهای و ناعادلانه بومیان در هالیوود را بیان کند. این اقدام جسورانه باعث واکنشهای گستردهای شد، از تشویقهای پرشور تا انتقادات شدید.
در فیلم آخرین تانگو در پاریس (۱۹۷۲)، صحنهای بحثبرانگیز بین براندو و ماریا اشنایدر وجود داشت که بعدها مشخص شد بدون اطلاع کامل اشنایدر طراحی شده بود. این صحنه، که شامل استفاده از کره بهعنوان ابزار جنسی بود، به یکی از بزرگترین جنجالهای سینمایی تبدیل شد. اشنایدر سالها بعد اعلام کرد که این تجربه برایش آسیبزا بوده است. این افشاگری نقدهای شدیدی را به براندو و کارگردان فیلم، برناردو برتولوچی، وارد کرد.
براندو در مصاحبهای با پلیبوی در سال ۱۹۷۹، انتقاداتی درباره نفوذ یهودیان در هالیوود مطرح کرد. اگرچه او بعداً سخنان خود را توضیح داد و اعلام کرد که قصد اهانت نداشته است، این اظهارات واکنشهای گستردهای را برانگیخت.
زندگی خانوادگی براندو نیز پر از بحران بود. پسرش، کریستین، به جرم قتل نامزد خواهر ناتنیاش، شاین، به زندان محکوم شد. شاین نیز سالها بعد در اثر خودکشی جان خود را از دست داد. این وقایع غمانگیز سایهای سنگین بر زندگی براندو انداخت. براندو به داشتن روابط عاشقانه متعدد و پرتنش مشهور بود. او با زنان متعددی در ارتباط بود و از این روابط ۱۱ فرزند داشت. این زندگی شخصی پرشور، اگرچه جذاب بود، اما اغلب بهعنوان منبع حواشی و جنجالها مطرح میشد.
در سال ۱۹۷۳، براندو یک عکاس معروف به نام ران گاللا را که در حال عکاسی از او بود، مورد حمله قرار داد و فک او را شکست. این حادثه به تیتر رسانهها تبدیل شد و چهرهای متفاوت از براندو را نشان داد. براندو در برخی از فیلمهای خود، از جمله اینک آخرالزمان، رفتارهایی غیرمتعارف داشت. او اغلب فیلمنامهها را نادیده میگرفت و به بداههگویی میپرداخت، که اگرچه گاهی باعث پیچیدگی تولید میشد، اما نتیجه نهایی را به شکلی بینظیر بهبود میبخشید.
حقایق جالب درباره مارلون براندو
مارلون براندو در سالهای پایانی زندگیاش به شکلی غیرمنتظره به یک کاربر پرشور اینترنت تبدیل شده بود. او وارد اتاقهای گفتوگوی آنلاین میشد و بحثهای داغی را راه میانداخت که نشان از ذهن خلاق و کنجکاو او داشت. او همچنین به رادیوی آماتوری علاقه داشت و با استفاده از نامهای مستعار مانند مایک و ماتین بامبی، به زبانهای مختلف از جمله فرانسوی و ژاپنی با افراد ناشناس صحبت میکرد.
یکی از عجیبترین باورهای او این بود که میتوانست از طریق مدیتیشن استرس و درد را کنترل کند. در دهه ۹۰، براندو تصمیم گرفت عمل ختنه را بدون بیهوشی انجام دهد تا تواناییاش در کنترل ذهن را اثبات کند. هرچند پزشک با این درخواست مخالفت کرد، او توانست با مدیتیشن فشار خون خود را به طرز چشمگیری کاهش دهد.
براندو در زندگی حرفهای خود نیز به رفتارهای غیر معمول شهرت داشت. او برای نقش جُر-اِل در سوپرمن پیشنهاد کرد که تنها صدای او در قالب یک نان سبز شناور استفاده شود، پیشنهادی که البته رد شد. علاوه بر این، او اعتقاد داشت بسیاری از فیلمهایی که بازی کرده است، صرفاً راهی برای تامین بودجه ساخت یک فیلم درباره بومیان آمریکا بوده است؛ فیلمی که هرگز ساخته نشد. در زمینه فعالیتهای اجتماعی، او ده درصد از درآمد خود را به سازمانهای حقوق مدنی سیاهپوستان اختصاص میداد، نشانهای از تعهد عمیق او به عدالت اجتماعی.
براندو همچنین به کتابخانهاش که شامل بیش از 3600 کتاب بود، افتخار میکرد. بسیاری از این کتابها حاشیهنویسیهایی از او داشتند که نشاندهنده علاقه او به دانش و مطالعه بود. حتی دماغ شکسته معروفش هم داستانی داشت؛ او هنگام اجرای اتوبوسی به نام هوس آن را در یک مسابقه بوکس شکست، تنها به این دلیل که میخواست چند روز از اجرا مرخصی بگیرد.