لانگ، پدری تنها، در سفر به تایلند دخترش یینگ را در جریان یک آدمربایی از دست میدهد؛ ضربهای که باورش به کارما و خوبی را از بین میبرد. او در تایلند با لان، زنی چینیتبار، ازدواج میکند و زندگی تازهای میسازد، اما گذشته رهایش نمیکند. لانگ سالها اطلاعاتی درباره گروه آدمربا جمع میکند و برای اجرای عدالت به دست خودش، حاضر است هر بهایی بپردازد.