پس از نزدیک یک دهه از آخرین حضورش در برادوی، ایزایا به خانهاش در نیویورک بازمیگردد تا تعطیلات را با خانواده بگذراند. اما وقتی برای نجات نمایش کریسمس خواهرزادهاش به صحنه برمیگردد، واقعیتهای جدید و چالشهای غیرمنتظرهای او را محاصره میکند.