دختری جوان و ترنس در شهری معدنی و کوچک در پاتاگونیا بزرگ میشود و برای رسیدن به آرزویش، بهمحض هجدهسالگی شغل معدنکاری را به دست میآورد. حضور زنان در تونلهای زیرزمینی معدن، هشتاد سال است که بهدلیل خرافهای برگرفته از یک افسانه محلی ممنوع شده؛ خرافهای که آن را مایه فروریختن معدن میداند. او برای پیگیری رؤیایش باید با باوری ریشهدار روبهرو شود که حق کار زنان را محدود کرده است.