در سال ۱۸۶۹، خانوادهای سالتلیکسیتی را ترک میکند تا در سفری دشوار، پایگاهی تازه برای کلیسای خود برپا کند. آنها داراییهایشان را همراه میبرند و امنیت شهر را پشت سر میگذارند، اما در سرزمین ناهموار با مردانی خطرناک روبهرو میشوند و فرارشان ناکام میماند. حالا این گروه که بیشتر اعضایش زن و کودکاند، باید برای حملهای قریبالوقوع آماده شوند و از خود دفاع کنند؛ در برابر قانونشکنانی که در این سرزمین وحشی دست بالا را دارند.