راسل لی واشینگتن جونیور، زندانی سابق، در زندان با دوایت دوست میشود. او که از سوی مافیا مأمور شده بود دوایت را در تالسا به قتل برساند، در نهایت از او الهام میگیرد تا امپراتوری جنایی خود را در شهر فریسکو، تگزاس، بنا کند.