استریکس به انگلستان سفر میکند تا به عموزادهاش، آنتیکلایمکس، در مقابل ژولیوس سزار و رومیهای مهاجم کمک کند. در این ماجراجویی پر از خنده و هیجان، دو دوست با هم روبهرو میشوند و دوستی و شجاعت را به نمایش میگذارند.