جووانی، کارگر یک کارخانه در میلان، پیشنهاد ارتقای شغلی دریافت میکند؛ اما برای پذیرفتن این موقعیت باید برای مدتی به سیسیل برود و از نامزدش لیلیانا جدا شود. دوری جغرافیایی و تنهایی، رابطهای را که پیش از آن گرفتار روزمرگی شده بود، وارد مرحلهای تازه میکند. جووانی در محیط جدید با احساس غربت و انزوا روبهرو میشود و از طریق نامههایی که میان او و لیلیانا ردوبدل میشود، خاطرات و احساسات سرکوبشدهشان دوباره زنده میشود. فیلم بیشتر بر احساسات، سکوت، تنهایی و تأثیر فاصله بر یک رابطه عاطفی تمرکز دارد.