
به طور خلاصه داستان قول های شرقی داستان آنا، یک ماما در لندن را دنبال میکند که پس از مرگ یک دختر نوجوان روس در زمان زایمان، تصمیم میگیرد هویت این دختر را کشف کند. آنا با دفترچه خاطرات این دختر که حاوی سرنخهایی از زندگی و اتفاقاتی که تحمل کرده، مواجه میشود. تلاشهای آنا او را به دنیای مافیای روسیه، به خصوص خانوادهای تحت رهبری سیمون، میکشاند. نیکولای، راننده و کارپرداز این خانواده، نقشی کلیدی در داستان دارد و به تدریج رابطهای پیچیده بین او و آنا شکل میگیرد. فیلم با نشان دادن تقابل بین دنیای بی رحم جنایتکاران و تلاشهای انسانی برای عدالت، به پایان میرسد.