ماری میخواهد از شغلش و همچنین از معشوقش، پل — که مردی بیکار و دائمالخمر است — بگریزد. او در رویای آن است که با ژان، که کارگر بارانداز است، زندگی تازهای را آغاز کند. این دو مرد دو بار بر سر ماری با یکدیگر درگیر میشوند، اما پل همچنان نفوذ خود را بر او حفظ میکند.