در شهری که لذتبردن به معنای تسخیرشدن بهدست موجودات روحانی است، بایو رویای شمنشدن در یک مهمانی خلسه را در سر دارد. او میخواهد با این کار پول لازم را جمع کند و مانع تخلیه قریبالوقوع محل زندگیاش شود. در جهانی که شور و تجربههای معنوی با نیازهای روزمره گره خوردهاند، تلاش بایو برای رسیدن به این جایگاه به راهی برای حفظ سرپناهش تبدیل میشود.