گروهبان کِرورو با مأموریت فتح زمین به این سیاره میآید، اما خیلی زود اسیر میشود و نقشهاش به بنبست میرسد. او ناچار است زندگی با خانوادهٔ هیناتا را بپذیرد؛ موقعیتی که میان هدفش برای تسخیر زمین و روزمرگی در خانهای ناآشنا کشمکش ایجاد میکند. سرنوشت مأموریت کِرورو در گرو آن است که راهی برای پیشبرد نقشهاش پیدا کند.