اوبلیکس با ورود یک دختر جدید به روستای خود عاشق میشود، اما وقتی معشوق واقعی او به دیدناش میآید، دلشbroken میشود. اما ماجرا پیچیدهتر میشود وقتی که آنها ربوده میشوند و آستریکس و اوبلیکس برای نجاتشان به سفری خطرناک میروند که شامل گلادیاتورها و خود ژولیوس سزار است.