گال، زبالهگردی که میخواهد از همسر خشونتگرش بگریزد، دو فرزند خردسالش، ریانا و بنین، را روی گاریاش مینشاند و راهی خانه دخترعمویش در سائوپائولو میشود. او در مسیر، میان خطرهای خیابانها میکوشد سفر را برای بچهها به ماجرایی بزرگ و هیجانانگیز تبدیل کند. اما پناهگاهی که در آغاز امن به نظر میرسد، به دام بدل میشود و امنیت گال و آینده فرزندانش را به خطر میاندازد.