**خلاصه داستان:**
راماسامی، مردی خودخواه و پولپرست است که با سوءاستفاده از باورهای خرافی اهالی روستا و فریب آنها، زندگی خود را میچرخاند. وقتی مهمترین منبع درآمدش از دسترس خارج میشود، دست به هر کاری میزند تا معبد را دوباره باز کند و کسبوکارش را از سر بگیرد.