داستان فیلم "روبان سفید"، خاطرات یک خیاط مسن ناشناس را به تصویر می کشد که حکایتی از سال هایی است که او به عنوان معلم مدرسه روستا کار می کرد و با نامزدش ایوا که یک پرستار بچه بود ملاقات میکند. مکان، دهکده پروتستان ایچوالد، در شمال آلمان، از جولای 1913 تا 9 آگوست 1914 است، جایی که کشیش محلی، دکتر و بارون بر زنان، کودکان و کشاورزان دهقان منطقه حکومت می کنند. کشیش پاکپرست کلاسهای تایید را رهبری میکند و به فرزندان بالغ خود نسبت به تخلفات ظاهرا کوچک عذاب وجدان میدهد. او از آنها می خواهد به عنوان یادآوری معصومیت و پاکی که از آن منحرف شده اند، روبان سفید بپوشند.