داستان این فیلم درباره جاش و رنای لمبرت است که به همراه پسرانشان دالتون و فاستر و دختر نوزادشان کالی به خانه جدیدی نقل مکان کرده اند. یک روز عصر، دالتون مخفیانه به اتاق زیر شیروانی می رود و در آنجا با موجودی مرموز روبرو می شود. روز بعد، او به طور غیرقابل توضیحی به کما می رود. خانواده رویدادهای ترسناک ماوراء الطبیعه، از جمله صداهای عجیب و غریب و به صدا در آمدن مکرر زنگ امنیتی خانه را تجربه میکند. فاستر می گوید که دالتون را در حال قدم زدن در خانه دیده است.