
ژرار دوران، جوانی از خانوادهای مرفه، عاشق سوزی، دختر یک گروه تئاتر دورهگرد، میشود. پدر ژرار، امیل دوران، که تولیدکننده حشرهکش است، با این رابطه مخالف است و حاضر نیست ازدواج آنها را بپذیرد. ژرار برای فرار از مخالفت پدر، خانه را ترک میکند و به گروه تئاتر سوزی میپیوندد تا همراه آنها در تورهای نمایشی سفر کند. این تصمیم باعث میشود امیل برای بازگرداندن پسرش وارد ماجرا شود و مجموعهای از موقعیتهای طنز و خانوادگی شکل بگیرد.