گای بوید
- تولدپنجشنبه 25 فروردین 1322
- وضعیت تأهلمجرد
در داستان این فیلم، زن جوانی در فکر پایان دادن به رابطه تقریبا هفت هفته ای خود با دوست پسرش جیک است، در حالی که برای ملاقات با والدینش به مزرعه آنها سفر می کند. در حین رانندگی، جیک سعی می کند شعری را که در جوانی خوانده بود، "غزل: تلقین های جاودانگی" بخواند و از زن جوان می خواهد که یک شعر برای گذراندن وقت بخواند. بعد از اینکه به خانه مزرعه ای می رسند که متعلق به والدین جیک است، جیک او را به انبار می برد و داستانی را در مورد چگونگی مرگ خوک های مزرعه پس از خورده شدن توسط انگل ها بازگو می کند.