آسول، دختری جوان که در روستایی ساحلی زندگی میکند، روزی با مردی آشنا میشود که پیشگویی عجیبی درباره آینده او میکند: روزی کشتیای با بادبانهای سرخ از راه خواهد رسید و شاهزادهای او را با خود خواهد برد. اهالی روستا به رؤیای او میخندند، اما آسول همچنان به این وعده باور دارد. در سوی دیگر، آرتور گری، دریانورد جوان و جسوری است که سرنوشتش بهگونهای با آسول گره میخورد که رؤیای او را به واقعیت نزدیک میکند.