سدی لگت، معلم آرام دبستان، در تعطیلات تابستانی به شهر کوچک زادگاهش بازمیگردد؛ جایی که دیدار دوباره با جک رایلند، معشوق دوران دبیرستانش، گذشته را به زندگی او بازمیآورد. میان آنها حرفهایی ناگفته از سالها پیش باقی مانده که سدی ناچار است با آنها روبهرو شود. بازگشت به این رابطه، فرصتی برای مواجهه با گذشته است، اما میتواند احساسات قدیمی را نیز دوباره زنده کند.