لوچیا روسِتی، مجموعهدار آثار هنری، برای یافتن درمانی برای بیماری ناشناخته دخترش به درمانگری معنوی پناه میبرد. اما وقتی قربانی کلاهبرداری میشود، رازهایی سر باز میکنند و زندگی دو خانواده را به هم گره میزنند. عشق، کنترل، رنجش و احساس گناه در روابط این خانوادهها درهم میآمیزند و جستوجوی لوچیا برای درمان دخترش را به بحرانی خانوادگی بدل میکنند.