
در سال ۱۸۸۰، پزشک سرشناس لندنی سر رابرت کارگریو به درخواست معشوق سابقش «مود» به قلعهای در سرزمین خیالی گورسلاوا سفر میکند. مود اکنون همسر بارون ساردونیکوس است؛ مردی مرموز که چهرهاش در حالتی وحشتناک و شبیه یک پوزخند دائمی منجمد شده است. بارون از رابرت میخواهد با روشهای آزمایشی پزشکی چهرهاش را درمان کند، اما پزشک بهتدریج با گذشته تاریک و رفتارهای بیرحمانه او روبهرو میشود.