«یکشنبهها و سیبل» داستان پیر، خلبان سابق ارتش فرانسه است که پس از سقوط هواپیما در جریان جنگ هندوچین، دچار فراموشی و آسیب روانی شده و نمیتواند به زندگی عادی بازگردد. او در یکی از رفتوآمدهایش با فرانسواز، دختربچهای تنها که در یک مدرسه شبانهروزی مذهبی زندگی میکند، آشنا میشود. پیر و فرانسواز بهتدریج دوستی صمیمانهای شکل میدهند و یکشنبهها را در کنار هم میگذرانند؛ اما رابطه بیآلایش آنها از سوی اطرافیان بهدرستی درک نمیشود و سوءظن و نگرانی ایجاد میکند.