
جک ردکلیف، کارآگاه قتل، تماسی از خواهرزاده اش اشلی دریافت می کند و قول می دهد که با برادرش، فروشنده سابق مواد مخدر در مورد دارو برای اختلال دوقطبی صحبت کند. شب بعد، جک یک تماس کوتاه و درهم از اشلی که ترسیده دریافت کرد و به سمت خانه آنها می رود و متوجه می شود که گرت، مادر اشلی و اشلی و همچنین سگ خانواده کشته شده اند. پلیس این پرونده را قتل-خودکشی توسط گرت میداند. او متقاعد شده است که صحبت جدی او با گرت جرقه اعمال وحشتناک او را برانگیخته است. دو هفته بعد از گوشی اشلی تماس دارد.