
تونی پاول که در دههٔ ۱۹۷۰ مدافع نامدار باشگاه فوتبال نورویچ سیتی بود، ناگهان بیآنکه چیزی به خانواده یا دوستانش بگوید از انظار ناپدید شد. چند دهه بعد، او در هالیوود غربی مدیر و تنها ساکن متل هالووی است و سگش سامانتا تنها همدم اوست. وقتی تونی میفهمد متل در آستانهٔ تعطیلی است و بهزودی باید آنجا را ترک کند، ناچار میشود با گذشتهاش روبهرو شود. او برای ساختن راهی بهسوی آینده باید نسبت خود را با کسانی که یافته، از دست داده یا رها کرده، دوباره بررسی کند.