در فیلم طوفان یا هاریکین دستگیری کارتر، زندگی او در زندان و چگونگی آزادی او با عشق و دلسوزی یک نوجوان اهل بروکلین به نام لسرا مارتین و سرپرست کاناداییاش را به تصویر میکشد. هنگامی که سه نفر، از جمله متصدی باشگاه و یک مشتری زن و مرد، در یک کافه به ضرب گلوله کشته شدند، کارتر و دوستش جان آرتیس در حال رانندگی از باشگاه دیگری در پاترسون به خانه، لحظاتی پس از این اتفاق توسط پلیس متوقف و مورد بازجویی قرار گرفتند. کارتر که یک قهرمان بوکس بود، حدود بیست سال را به خاطر جرمی که هرگز مرتکب نشده بود، در زندان به سر برد.