
هارولد، حسابدار خجالتی، و کومار، دوست سرزندهاش، پس از تماشای تبلیغ وایت کاسل در تلویزیون، هوس همبرگرهای کوچک این رستوران را میکنند. آنها در دل شب راهی نیوجرسی میشوند تا شعبهای نزدیک پیدا کنند، اما سفرشان خیلی زود به ماجرایی پر دردسر تبدیل میشود. برخورد با گروهی از اوباش محلی، پلیسها و نیل پاتریک هریسِ ماشیندزد، رسیدن به مقصد را برایشان دشوار میکند.