علاءالدین، یک ژندهپوش خیابانی، با دختر جوانی به نام جازمین آشنا میشود که پرنسس کشورش است. آنها با یک چراغ جادویی از غار عجایب، جن یاوغول را آزاد میکنند. در این بین، مشاور شرور سلطان نیز نقشههای خود را دارد.