جارویس رینز، نوجوان 14 ساله، با یک هدیه از خالهاش برای کریسمس، به جای خوشی، با یک فاجعه بزرگ رو به رو میشود. او به طرز خندهدار و غیرمنتظرهای صاحب یک شرکت اسباببازی میشود و گروهی از دوستانش را استخدام میکند تا در ساخت اسباببازیهای جدید و شگفتانگیز به او کمک کنند.