پس از مرگ پدرش، ادوارد دوم بر تخت سلطنت انگلستان مینشیند و اولین فرمانش، بازگرداندن معشوق تبعیدیاش، پیرس گاوستون، است. او گاوستون را با عناوین و ثروت غرق میکند و علاقهی آشکارش به او، خشم و حسادت دربار و همسرش، ملکه ایزابلا، را برمیانگیزد. اشراف قدرتمند، به رهبری راجر مورتیمر، این رابطه را توهینی به جایگاه سلطنت و تهدیدی برای قدرت خود میبینند. در حالی که ادوارد غرق در عشق و لذت، از امور کشور غافل میشود، توطئهها علیه او و گاوستون شکل میگیرد. این اقتباس تلویزیونی از نمایشنامه کریستوفر مارلو، داستان سقوط یک پادشاه را روایت میکند که حاضر است پادشاهیاش را فدای عشق ممنوعهاش کند و با این کار، کشور را به آستانه جنگ داخلی میکشاند.