
اریکا لنگر چهارده سال است که بهتنهایی خانوادهاش را سرپا نگه داشته و ابیگیل نوجوان، یونیِ پرجنبوجوش و سگی عاشق پنیر را بزرگ میکند. وقتی اشتیاق ابیگیل برای دیدن پدر غایبش به وسواس میرسد و خبرهایی از دیدهشدن او در همان نزدیکی میپیچد، اریکا نگران میشود که تعادل شکننده خانواده به هم بخورد. جستوجوی پدر، مادر و دختر را وارد سفری پیشبینیناپذیر میکند که فرصتی برای نزدیکشدن دوباره به یکدیگر و یافتن راهی تازه برای زندگی خانوادگیشان فراهم میآورد.