پس از ربودهشدن ایزی، دختر نوجوانش، جیمی درمییابد که او را زنده به گور کردهاند و برای نجاتش زمانی محدود دارد. جیمی و همسر سابقش باید اختلافهایشان را کنار بگذارند و برای فراهمکردن باجی هنگفت با یکدیگر همکاری کنند. جان ایزی در خطر است و هر تأخیر میتواند شانس نجات او را کمتر کند.